بررسی نقش و جایگاه زنان عرب در عصر ما قبل از اسلام
د. عبدالله حویس
تاریخ ملت عرب، قدمتی چند هزار ساله دارد. گستره این فرهنگ عظیم، بخشهایی از سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا را در بر میگیرد. تاکنون محققان عرب و غیرعرب، تنها به گوشهای از این میراث پرداخته و غالباً در حدی سطحی و گذرا به آن نگریستهاند.
افزون بر این، فقر پژوهشی در این زمینه، در حقیقت ناشی از فقدان برخورد علمی و بهرهگیری صحیح نسل جوان از نویسندگان، فرهنگ آکادمیک و ادبیات پیشرفته است. مقیاسهای عقلانی و علمی باید اساس کار قرار گیرد و در بحث و بررسی رویدادهای تاریخی، بر منطق و موازنه تأکید شود. نباید به ذکر معلول بدون بیان علت بسنده کرد؛ چرا که هر رویدادی، علتی در پس خود دارد. اگر زنی در حادثهای تاریخی ذکر میشود، میبایست زمینههای اجتماعی، فکری و سیاسی که موجب بروز آن شخصیت شده، مورد سنجش قرار گیرد.
محققان، پس از دقت در حوادث تاریخی، در مییابند که این گنجینه علمی و فرهنگی اعراب، هنوز از دید و ذهن پژوهشگران پنهان مانده است. در جریان برگزاری سمینارهای متعددی در باب تاریخ اعراب قبل از اسلام در دانشگاه بوخوم آلمان در سالهای 2007 تا 2010، روشن شد که نقش زنان عرب در جامعه، بهطور عمیق و علمی بررسی نشده است.
این مسئله، علل گوناگونی دارد؛ اما دستکم میتوان به دو عامل اصلی اشاره کرد. نخست آنکه اغلب نویسندگان تاریخ پیش از اسلام، مردان بودند. دوم آنکه پس از ورود جامعه عرب به اسلام، به دلیل غیر اسلامی بودن جامعه پیشین، آن را «جاهلی» نامیدند.
شایان ذکر است که شمار اندکی از افراد، شناختی کافی از جامعه عرب پیش از اسلام داشتهاند. عدم آشنایی با ادبیات ماقبل اسلام ـ که خود گویای حوادث تاریخی است ـ و دانش علم انساب (تبارشناسی)، موجب شد که واژه «عصر جاهلی» به جامعه متنوع عرب پیش از اسلام اطلاق شود.
این توصیف، در ذات خود پیشداوریای غیرمنصفانه و غیرعلمی است. چگونه میتوان تمدنهای چند هزار ساله مصر، عراق، یمن، سوریه و عیلام را نادیده گرفت؟ این تمدنها همچون حلقههایی در یک زنجیره فرهنگی، در کنار یکدیگر زیستهاند. عناصر این تمدنها، با وجود تفاوتهای جغرافیایی و لهجههای ناشی از آن، از خاندانهای عربی شکل گرفته بود.
از سوی دیگر، نقش برخی شرقشناسان و بهکارگیری زبانهای سامی بهجای لهجههای عربی، آسیبهای فراوانی به این حوزه وارد ساخته که آثار آن تاکنون نیز پابرجاست.
هرچند در این باب میتوان به بحث مفصلی پرداخت، اما موضوع این مقاله، معرفی شخصیتهای زن عرب در عصر ماقبل از اسلام است. در ادامه، به معرفی چند شخصیت برجسته فرهنگی و اجتماعی از میان آنان میپردازیم.
یکی از این شخصیتهای برجسته، طریفه بنتالخیر الحمیاری است که در یمن به «الطریفه الكاهنه» شهرت داشت. او به دلیل دانش فلسفی، شناخت امور اجتماعی و درایت در مسائل سدسازی و تعمیر آنها، متوجه خطر ویرانی سد مأرب شد. پس از بررسی اوضاع، این خطر را پیشبینی کرده و همسر خود، پادشاه خردمند عمر مزَیقیاء بن ماءالسماء ازدی را آگاه ساخت. وی نیز به توصیه همسرش عمل کرده، شهروندان یمن را کوچانده و قوم خود را از نابودی نجات داد. این حادثه، جایگاه زن عرب را بهعنوان مشاور و تصمیمگیرنده در امور دولتی، و نبوغ فکری و دانش او را بهروشنی نشان میدهد. همچنین سطح آگاهی و پذیرش حاکم عرب، ملک عمر مزیقیاء، در خصوص زن بهعنوان عنصری فعال در عرصه مشاوره و اداره امور هندسی را نمایان میسازد.
(مرجع: خیرالدین زرکلی، الاعلام: قاموس تراجم لاشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، 1979، بیروت، ج3، ص226)
شخصیت برجسته دیگر، هند بنت الخُس بن حابس بن قریط از خاندان بنوایاد است. او یکی از شاعران جسور و فیلسوفان عصر ماقبل از اسلام بود. هرچند تاریخ تولد و وفات او مشخص نیست، اما درباره شخصیت وی مطالعات فراوانی صورت گرفته است. هند در دانش فلسفه، علم کلام و منطق،همطراز عالمان دوران خود بود.
جاحظ تمیمی(160-255 قمری)، ادیب وعالم بصره قرن دوم وسوم هجري، از او به عنوان اهل علم منطق یاد کرده و در رد ادعاهای باطل، وی را ستوده است. افزون بر این، مشارکت او در جشنوارههای شعر در بازار عکاظ، گواهی بر عظمت و جایگاه این زن بزرگ است.
(منبع: همان، ج8، ص97)
در حوزه شعر حماسی و مشارکت در جنگها نیز، زنان عرب چهرههای شاخصی داشتهاند، عفیره بنت عباد از خاندان بنی جدیس، از آن جمله زنان است که با سرودن اشعار حماسی، قوم خود را به آگاهی سیاسی رساند و در مبارزه برای آزادی از سلطه خاندان طسم در نجد، نقشی مؤثر ایفا کرد.
(همان، ج4، ص239)
از جمله زنان نامدار دیگر، صفیه بنت عبدالمطلب بن هاشم، عمه پیامبر اسلام است. او از خاندان قریش و از سادات قبایل عرب پیش از اسلام به شمار میرفت. شایان ذکر است که در آن عصر، لقب «سید» یا «سادات» نه بهخاطر دین و مذهب، بلکه به دلیل موقعیت اقتصادی و اجتماعی به افراد اطلاق میشد. صفیه بنت عبدالمطلب، به سبب مشارکت فعال در جنگ بدر، که دو سال بعد از هجرت در سال 624 میلادی رخ داد، و دفاع از پیامبر و دیگر اقدامات مهم، از زنان مؤثر عصر خویش به شمار میرفت.
این موارد نشان میدهد که ادعای برخی مبنی بر نبود نقش مؤثر زنان در جامعه عرب پیش از اسلام، بیپایه و نادرست است.
در زمینه دانش نوشتن و خواندن، میتوان از فاطمه بنت مر الخشعمیه یاد کرد که در این عرصه شهرتی بیسابقه داشت.
(همان، ج5، ص132)
شخصیت مهم دیگری که باید از او یاد کرد، لیلی بنت عبدالله بن عبدشمس از خاندان قریش است که به «الشفاء» ملقب بود. او از زنان صحابه و از فاضلترین زنان عصر خود بهشمار میرفت. وی دانش نوشتن و خواندن را بهخوبی میدانست و به حفصه بنت عمر بن خطاب، دختر خلیفه دوم اسلام، سواد آموخت. پس از هجرت پیامبر به مدینه، الشفاء مدرسهای برای آموزش تأسیس کرد و گاه پیامبر نیز در جلسات وی حاضر میشد. الشفاء در حل مشکلات مهاجرین مسلمان در مدینه، حضوری فعال داشت و از همینرو به او لقب «الشفاء» به معنای درمانگر مشکلات جامعه اولیه مسلمانان دادند.
این شخصیتهای دانا و آگاه، نمونههایی از زنان فرهیخته و تأثیرگذار عرب پیش از اسلاماند و گواه روشنی بر لزوم بررسی ژرفتر و علمیتر جامعه عرب پیش از اسلام جهت شناختی صحیح و منصفانه از آن هستند.
در پایان میتوان گفت زنان عرب در آن دوران به صفات والایی چون آزادمنشی، شجاعت، سخاوت، وفاداری و بلاغت آراسته بودند. هیچ ملتی، دایرةالمعارف جامعی درباره زنان نامدار خویش، به اندازه ملت عرب ندارد. این گنجینه ارزشمند، یکی از منابع علمی در محافل غربی محسوب میشود و اطلاعات فراوانی درباره نبوغ زنان عرب در حوزههای ادبی، اجتماعی، سیاسی و نظامی در اختیار پژوهشگران مینهد.
منابع
زرکلی، خیرالدین. (1979). الاعلام: قاموس تراجم لاشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین. بیروت: دارالعلم للملایین.
جاحظ، عمرو بن بحر. (1989). البیان و التبیین. قاهره: دارالفکر العربی.
منابع تکمیلی: مجموعه مقالات سمینارهای تاریخ اعراب پیش از اسلام، دانشگاه بوخوم آلمان(2007-2010)
