*رهبری که شرف را کنار گذاشت تا خودش بماند*
از بیشرفی و بیعقلی کسی که مذاکره را برابر با تسلیم در برابر زور بداند. نظامی که سالها با شعار ایستادگی در برابر فشار
ملت را به فلاکت کشاند،امروز تسلیم شده،
و دیگر چیزی از ادعاهای پیشین خود باقی نگذاشته است.
سالها فقر، تحریم، تورم، اختناق و مهاجرت نخبگان
فقط به این دلیل که رهبر نظام نمیخواست در برابر آمریکا یا غرب کوتاه بیاید.اما حالا همان رهبر بدون هیچ عزتی، زیر فشار تهدید و تحقیر، مذاکره را پذیرفته است.
همان کسی که تا همین چند هفته قبل، مذاکره با آمریکا را عین بیشرفی میدانست، امروز خودش پیشقدم شده و با چرخشی آشکار، اعلام کرده حاضر به مذاکره است.
این چرخش نه از روی منطق است، نه از روی تغییر درک یا واقعبینی. بلکه نتیجهی شکست کامل راهبردیست که سالها به زور به مردم تحمیل شد. نظامی که با پروژههای منطقهای، با نیروهای نیابتی، با حمایت از گروههای مسلح در یمن، عراق، سوریه و لبنان درصدد گسترش نفوذ خود بود، اکنون در داخل مرزهای خود هم به شدت تحت فشار است.
سالها با استفاده از خلأ قدرت در منطقه و کوتاهآمدن دولتهای غربی، توانست از پاسخگویی فرار کند. اما ترامپ معادله را بر هم زد.
او نشان داد به قواعد دیپلماتیک سنتی پایبند نیست، و برخلاف روسای جمهور پیشین آمریکا، اهل تهدید مستقیم و بدون پرده است. وقتی ترامپ تهدید کرد که یا مذاکره کنید یا با عواقبش روبرو شوید، دیگر خبری از آن غرور انقلابی نبود.
نه “نه شرقی، نه غربی”، نه “آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.”
خامنهای تسلیم شد، و با این تسلیم، هم شرف را کنار گذاشت
و هم عقل را. او که بارها گفته بود هر کس از مذاکره با آمریکا بگوید، خائن است، اکنون در جایگاه همان “خائن” قرار گرفته است.
اما سؤال بزرگتر باقیست: آیا ترامپ واقعاً شرف و ارادهای دارد
که مردم ایران و منطقه را برای همیشه از شر این حکومت نجات دهد؟ آیا هدف او، رهایی مردم ایران است یا تنها امتیازگیری سیاسی برای منافع آمریکا؟ آیا باز هم قرار است چند آخوند ناتوان
بر سرنوشت میلیونها ایرانی حکومت کنند، یا جهان، بالاخره حمایت از یک نظام برخاسته از اراده مردم را انتخاب خواهد کرد؟
اما در هر حال، نباید به نیروهای خارجی تکیه مطلق داشت.
اگرچه فشار بینالمللی مؤثر است، اما تغییر واقعی باید از دل ملت بجوشد. بزرگان ایران باید متحد شوند. مردم باید آگاه باشند.
همدلی و همبستگی، رمز نجات ایران است. این حکومت دیگر مشروعیت ندارد. نه در داخل، نه در نگاه جهانی. اگر قرار است آیندهای روشن ساخته شود، باید از هماکنون شروع کرد.
با همت، با اتحاد، با امید. و نه با توهم مذاکره زیر سایهی تهدید.
سید جلال الفاضلی
