نگاهی کوتاه بە واژە ملت

By A A سپتامبر21,2012

جامعە را شامل میشود کە دارای تاریخ، زبان، فرهنگ و ارزشهای مشترک میباشند، و در بعضی موارد ملت بە گروهی از مردم در یک جامعە گفتە میشود کە خود را بنا بە معیارهای متغییری از دیگران جدا میدانند. صرف نظر از کشور و ملت کشوری ملت بە اجتماعی از مردم کە دارای منشاء و فرهنگ مشترک هستند گفتە میشود. مثلا در نوروێژ، سوئد و فنلاند اقلیت سامی با وجود دارا بودن شناسنامە و پاسپورت نورویژی، سوئدی و فنلاندی خود را متعلق بە ملت سامە میدانند و با وجود جمعیت فقط چهل هزار نفری دارای پرچم، پارلمان و اختیارات خود هستند.

کشور یک واحد جغرافیایی تعریف شده با حاکمیت به رسمیت شناخته شده در سطح بین المللی است. فقط ٣٠% از کشورهای جهان تشکیل شدە از یک ملت با جمعیت بیش از ٨٠% ساکنان آن کشور میباشند، بقیە کشورها چند ملیتی هستند.  در بعضی موارد کشورها سعی در حذف اقلیتها برای هموگن کردن جامعە دارند(آسیمیلاشن). بە عبارت دیگر حکومتهایی کە دارای ملتهای گوناگونی هستند سعی در حل کردن ملل در درون ملت غالب دارند. این پروسس باعث جایگزین شدن، فرهنگ، زبان، آداب و رسوم جامعە بزرگتر در جامعەهای کوچکتر میشود. در اغلب کشورهای کثیرالملل همیشە حکومتها بە اقلیتها بە عنوان تهدیدی بە یکپارچگی کشور نگاه کردەاند و همە تلاششان در محو کردن این اقلیتها بودە است، بە عنوان مثال آسیمیلاشن سرخپوستان امریکا، سعی کشورهای ایران، ترکیە، عراق و سوریە در انحلال و حذف فرهنگ و زبان کردها و ملتهای دیگر ساکن این کشورها.

الزاما وجود ملت نیازی بە تشکیل کشور ندارد. بعنوان مثال ملتی بە نام ملت بریتانیا وجود ندارد ولی کشور بریتانیا از ملتهای اسکۆت، ولس، کورنیش و ایر تشکیل شدەاست کە هر کدام از این واحدها خود بە تنهایی یک ملت است. ملل ساکن بریتانیا تا زمانی کە با هم کشور بریتانیا را تشکیل میدهند تابعیت(ناشنالیتی) بریتانیایی دارند ولی هر کدام از این واحدها خود یک ملت را تشکیل میدهند. همین امرمیتواند در مورد کشور ایران هم صادق باشد و بر این اساس ملتی بە نام ملت ایران وجود ندارد ولی ایران کشوری کثیرالملل است کە از ملتهای فارس، کرد، عرب، ترک، بلوچ، ترکمان و بختیاری تشکیل شدە است. این ملتها تا زمانی کە در چارچوب جغرافیای سیاسی قراردادی ایران با خواست خود بمانند تابعیت ایرانی دارند. واژە ملت ایران کە بیشتر در ادبیات فارسی دیدە میشود تداعی ملت فارس را دارد و نام قدیم امپراتوری پرژن(پرشیا) گواهی بر این ادعا است. ملیت و تابعیت با جنگ، انقلاب، ادغام،… تغییر میکنند نمونه های این پروسس را در جمهوریهای سوڤیەت، کشور سابق یوگوسلاوی ،… میتوان دید ولی ملتها در همان شکل قبلی و با موقعیت بهتر ماندەاند.

نادیدە گرفتن واقعیتهای موجود در کشور ایران و چشم بستن از مشکلات فراوانی کە صدها سال است بر این جغرافیا سایە افکندە است نمیتواند راه حل باشد، شاید فقط مسکنی کە زخم مشکلات را سرطانی و سرانجام بە جراحی پیکر این جغرافیا بیانجامد. همزیستی و همسایگی در جغرافیای ایران نیازمند اقرار بە وجود ملتهای این سرزمین و براوردە کردن خواستهای آنهاست. حق تعیین سرنوشت حق هر ملتی است و جدا شدن از کشوری فقط بە خواست و ارادە آن ملت بستگی دارد. اگر افراد یا گروههایی از جدا شدن ملتهای گوناگون از جغرافیای ایران هراس دراند باید چارەای بیاندیشند و جایگزینهای مناسبتری بە ملتهای تحت ستم ایران ارائە بدهند تا این ملتها خود از این تصمیم منصرف شوند. فدرالیسم وقتی ایران را از تجزیە نجات میدهد کە این مقولە بیشتر از طرف ملت فارس ایران کە قرنهاست حاکم این سرزمین بودەاند تبلیغ و تشریح شود. در غیر اینصورت فدرالیسمی کە تنها ملتهای تحت ستم ایران آن  را تجویز کنند و دوستان و گروه های فارس زبان آن را راهی برای تجزیە معرفی کنند تنها پلاتفورمی خواهد شد برای دفاع از ملتهای تحت ستم ساکن ایران در برابر حکومت مرکزی کە غالبا از اقلیت فارس زبان ایران تشکیل شدە است.

اسعد فتاحی

اسلو، 19.09.2012

By A A

Related Post