و امسال در سوم خرداد و برابر با همان سالگرد ازدی بیش از 15 میلیارد تومان سپاه پاسداران و سازمان میراث و حراست از اثار جنگ وابسته به بسیج پاسداران دست به نمایش های تبایغاتی و سخنرانی ها زدند و از عظمت جنگ و دلیری پاسداران گفتند، در این کنفرانسها و نشستها از فرماندهان سپاه دعوت به منطقه شده بود که حرفها و خاطرات خود را از دوران ازادی شهر بگویند، اما همه این اقایان مسلمان و انقلابی، چشمانشان از دیدن این همه روشنایی در شهری که هنوز سوخته است و خرابی خانه ها و بیکاری مزمن و فقر مردم بومی عرب، علیل بود و انگار که هیچ ندیده اند و فقط لذت سفر با هواپیماهای شخصی و حکومتی و البته از جیب همین مردم بومی عرب اقلیم اهواز، چشمشان را گرفته بود.
اما حقیقتا چرا اینطور کور هستند، ایا این کوری سهوا است و یا کوری همان مثل کوری به جشم دشمنان است، که صد البته دشمن در این منطقه همان مردم عرب بومی است، که نگاه امنیتی به انان و به عمد انان را فقیر نگه داشتنه اند تا طلب و خواستهای انان زیاد نشود؟
در شهر محمره طبق گفته حتی بعضی از مطبوعات حکومتی فقر و فلاکت بیداد میکند، در شهری و یا اقلیمی که مملو از نفت و گاز است و ساکنین اصلی این مرز و بوم از ان که محروم هستند، هیچ ، بلکه اگر اعتراضی هم بکنند به بهانه محارب و ضد انقلاب و جاسوس اعدام و یا روانه زندان های طویل المدت میشوند، این وضع و نگاه و اعمال سیاست های ضد عرب اهوازی تا کی باید ادامه داشته باشد تا روح و نفس حاکمان مسلمان نمای رژیم تهران سیر شود، چرا باید ملت عرب اقلیم اهواز در فقر و سرکوب باشد، اما شهرهای مرکزی از پول انان پیشرفت کنند و این پیشرفت را به رخ مردم عرب اقلیم ما و حتی دیگر ملتهای دربند در اقلیم های بلوچستان و کوردستان و اذربایجان و تروکمن کشیده شود
.
جمعی از روزنامه نگاران ایسنا سال گذشته در سوم خرداد(1390) به محمره امدند و فقر و فلاکت را به چشمان خود نظاره کردند و گزارش خود را به کمیته های امداد و مسئولین اسلامی و انقلابی ایران رساندند، و امسال که دوباره برای برپایی و پوشش تبلیغات و بزرگداشت همان ازادی محمره در سوم خرداد به شهر امدند، خود شاهد بودند که هیچ اتفاقی به مانند سالهای گذشته نیفتاده است و اقلیم و شهرهای ان همچنان در فقر و بیکاری دست و پا میزند، حال ما از سفرها و قولهای گنده رهبر به اصطلاح ایران علی خامنه ایی و 3 بار سفر استانی احمدی نژاد به اقلیم میگذریم، فقط اکتفا به همین گزارش خبرگزاری ایسنا میکنیم که میگوید، سال گذسته به محله ایی در محمره امدیم و چند خانواده صحبت کردیم و دوباره به سراغ همان خانواده ها میرویم.
خبرگزاری ایسنا: خانم شهلا غبيشاوي”، مادر خانواده به خانه اشاره ميكند و ميخندد؛ ما را خوب به خاطر دارد كه پارسال آمديم و خانه را ديديم و اميدوارشان كرديم كه حتما ميآيند و كمكتان ميكنند. ميگويد: “شما كه رفتيد، چند روز بعد يكنفر آمد و 300 هزار تومان به ما داد كه موتور پيكان را درست كنيم؛ ماشين را درست كرديم و 400 هزار تومان آن را فروختيم. بيشتر از اين نميخريدند؛ مدل 70 بود و بيمه هم كه نداشت؛ درب و داغان بود. پول ماشين هم رفت. مگر با 400 هزار تومان چند روز ميشود زندگي كرد؟ بيشتر از يكسال؟” جوابي براي اين سوال ندارم؛ سوال سختي است؛ راست ميگويد؛ تازه نزديك به يكسال هم با اين پول زندگي كردهاند.
از او ميپرسم چرا ماشين را فروختيد؟ ميگويد: “پيكان علي خيلي خراب بود؛ اگر ميخواست با آن مسافركشي كند، يكهفتهاي دوباره خراب ميشد و پول هم كه نداشتيم تعميرش كنيم؛ بچهها هم گرسنه بودند و پولي هم كه در بساط نداشتيم؛ شما بوديد چهكار ميكرديد؟
ننه كنج خرابهها براي خودش كپري درست كرده؛ با چوب و چند تكه پارچه. آفتاب درست به درون كپر ميتابد و او زير برق آفتاب نشسته و پاهايش را ميمالد و ناله ميكند. شهلا ميگويد: “بنده خدا درد دارد؛ چشمهايش درست نميبيند و هر روز زمين ميخورد؛ پاهايش حسابي ورم كردهاند؛ از شدت گرما هم پوستش كبود شده است. اتمام خبر
.
این ان وضعی است که مردم و جوانان عرب با ان درگیر هستند، این همان رویت واقعی مردمی است که در عین ثروتمند بودن در همان زمان از فقیر ترین مردم ایران هستد، و دلیل ان هم فقط و فقط سیاستهای به غایت نژاد پرستانه و ضد عرب اهوازی است که حکومت ضد بشر فرماندهان سپاه و بیت خامنه ایی بر علیه مردمان این خطه ثروتمند می اورند، اما ما میدانیم و مردم عرب اقلیم اهواز بهتر از هر کسی میدانند که روزی حق به حق دار خواهد رسید و عاملان این جنایت فیزیکی و فرهنگی باید روزی جوابگوی اعمال خود باشند.