ابی در این مرداب هور العظیم میرود که زندگی و اقتصاد صدها هزار انسانی را نابود کند که هزاران سال در کنار ان، به ارامش و نوای روح او عادت کرده اند.
امروزه ميبينيم كه سدسازي بر بالادست دجله و فرات در عراق، کارون و كرخه در اقلیم اهواز، گذشته از آثار مخربي كه بر مراتع و زمينهاي كشاورزي و ميراثفرهنگي در ساختگاه داشتهاند،
تالاب هورالعظيم يا هورالحويزه، تنها بخش از مجموعه تالابها یا مردابهای بزرگ بينالنهرين است كه تا به امروز باقي مانده است. عراقيها به اين تالاب، «هورالحويزه» ميگويند، در حالي كه هويزه نام شهري عربی در اقلیم اهواز است و مردم عرب اهواز به آن «هورالعظيم» ميگويند و در حالي كه عظيم لغتی عربي است. اين نكته، شايد قرينهاي بر اين باشد كه فرهنگها و بيش از آن طبيعت، مرزهاي سياسي را به رسميت نميشناسند و خواهان هماهنگي و همزيستي هستند؛ حال آنكه طبقههاي حاكم و حکومتها و سودجويان سيريناپذير، گونهگوني فرهنگها را بهانهاي براي ايجاد تضاد قرار ميدهند تا به هدفهاي سلطهگرانه خود برسند. طبيعت اساسا ميل به ايجاد و حفظ تنوع و پراكندهسازي قدرت دارد كه ميتوان آن را به تسامح، گونهاي دموكراسي خواند. در دموكراسي طبيعي يك زيستبوم تكامليافته (كليماكس)، اقليمها و گونههاي گياهي و جانوري نميخواهند يكديگر را حذف كنند بلكه كوچك و بزرگ به يكديگر وابسته هستند و در كنار هم زندگی میکنند.
نمونه تراژيك دشمني ديكتاتورها با طبيعت را ميتوان در زمان حكومت فعلی ایران دید که به دلیل عربیت زمین و محیط اقلیم اهواز و شکست در اسیمیلاسیون و یا جابه جایی این مردمان به مناطق غریب در مرکز ایران و یا اذربایجان بر طبق نقشه و نامه وزارت اطلاعات و پیشنهاد به دولت خاتمی و متعاغب ان نامه معروف ابطهی، همچنان ادامه دارد و با انحراف سرشاخه های رودخانه کارون و کرخه به مناطق مرکزی ایران، و بخصوص خشکاندن رود کرخه که قسمتی از این رود تاریخی به مادر خود یعنی هور العظیم می پیوست، سخت در تلاش نابودی محیط عربی و اکوسیستمی این اقلیم دارند.
تالاب هورالعظيم در گذشته حدود 300هزار هكتار وسعت داشته كه گاه اين وسعت به 500هزار هكتار هم ميرسيده است. حدود دوسوم اين تالاب یا هور العظیم در خاك عراق و يكسوم آن در ايران قرار داشته است. صدام در اواخر حكومت براي مبارزه با مخالفان خود در جنوب عراق كه در نيزارهاي پهناور منطقه ميزيستند و پناه ميگرفتند، تصميم جنونآميزي در نابودسازي نيزارهاي آنجا گرفت و به اين منظور، مسير آبهاي ورودي به تالاب را تغيير داد و بخشهاي بزرگي از نيزارها را به آتش كشيد. در نتيجه اين كارها، تالابهاي ميانرودان كه خاستگاه يكي از كهنترين تمدنهاي جهان –تمدن سومريها، اختراعكنندگان خط – بود، تقريبا به طور كامل نابود شد و شيرازه زندگي دهها هزار نفر كه با كشاورزي و دامپروري و ماهيگيري و شكار پرنده در حوزه تالابها زندگي ميكردند، از هم گسيخت. و حال نظام جمهوری اسلامی ایران در تعقیب همان سیاست اما به نحوی دیگر در صدد نابودی این مرداب عظیم دارد و با سرقت ابهاب کارون به دیگر مناطق غیر عرب و بدون نظر خواهی عمومی از مردم در تلاش نابودی زندگی مردم عرب و محیط طبیعی و کشت و زندگی انان را دارد.
در سالهاي اخير، دولت عراق با كمك كشورهاي اروپايي و آمريكا تصميم به احياي تالاب هورالعظيم را گرفت اما حدود 40 سدي كه در تركيه و سوريه روي دجله و فرات ساخته شده و همچنين سد كرخه در ايران، آب ورودي به اين تالاب را بسيار محدود و در نتيجه حيات آن را به تعبير شاعر بزرگ ايران، شاملو «در پرده شكي ميان بود و نبود» قرار داده است. بياعتنايي به «جهان وطني» طبيعت و عناصر آن، فاجعههايي را پيش ميآورد كه كم و بيش دامن پديدآورندگان آن را هم ميگيرد.
بدون شک تا موقعی که رژیم کنونی ایران بر اریکه قدرت تکیه زده، نباید انتظار ملکوت از ان داشت، بخصوص که سیاستهای اقلیمی او در مناطق عربی همراه با مایه نژادپرستانه و ضدیت با فرهنگ اقلیم عرب نشین اهواز است.